ترانسفورماتور
پنجشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٤
انتخابات یا افتضاحات !!!

شعر زیر را به مناسبت انتخابات فرمایشی و بی احترامی آشکار به شعور مردم در این روزها، تصمیم گرفتم که در اینجا بنویسم. البته این شعر با آهنگ « منصور تهرانی » و با صدای « جمشید جم » معنی پیدا می کند.

به امید روزی که دموکراسی و آزادی در این کشور تنها یک شعار نباشد ...

 

يار دبستانی من، با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی

حك شده اسم من و تو، رو تن اين تخته سياه

تركه بيداد و ستم، مانده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما، هرز تمام علفهاش

خوب اگر خوب، بد اگر بد، مرده دلهای آدمهاش

دست من و تو بايد این، پرده ها رو پاره كنه

كی می تونه جز من و تو، درد ما را چاره كنه

 

 

ترانسفورماتور

شنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٤
ترانه های برگزيده تاريخ سينمای ايران – قسمت پنجم

نام فيلم: رضا موتوری (1349)

كارگردان: مسعود كيميايی

نام ترانه: مرد تنها

شاعر: شهيار قنبری

آهنگساز: اسفنديار منفردزاده

خواننده: فرهاد

 

با صدای بی صدا، مثل يك كوه بلند

مثل يك خواب كوتاه، يك مرد بود يك مرد

با دستهای فقير، با چشمهای محروم

با پاهای خسته، يك مرد بود يك مرد

شب با تابوت سياه، نشست توی چشمهاش

خاموش شد ستاره، افتاد روی خاك

سايه اش هم نمي موند، هرگز پشت سرش

غمگين بود و خسته، تنهای تنها

با لبهای تشنه، به عكس يك چشمه

نرسيد تا ببينه، قطره، قطره

قطره آب، قطره آب

در شب بی تپش، اين طرف، اون طرف

مي افتاد تا بشنوه، صدا، صدا

صدای پا، صدای پا

 

یادداشت شهیار قنبری در مورد این ترانه، از کتاب « دریا در من » :

این ترانه را بر موسیقی آفتابی اسفندیار ( منفردزاده ) نوشتم. فرصت نبود و ترانه « مرد تنها » می بایست برای فیلم « رضا موتوری » آماده می شد. شبی تا سحرگاه، در بالاخانه شرکت سینمایی « پیام » حبس شدیم تا ترانه متن فیلم به دنیا بیاید.

روز پس از شب موعود، مسعود کیمیایی و علی عباسی، ترانه را شنیدند و پسندیدند.

این نخستین ترانه بی قیافه من است. ترانه ای از جنس شعر معاصر. ترانه مرد تنها.

این صدای بی صدا، به سبب تازه گی اش برای من بسیار عزیز است.

 

ترانسفورماتور

پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٤
شهر صورتی ...!

نمی دانم چرا مدتی است که در مجالس مهمانی، دانشگاه، خیابان و ... ( حتی در بیابان!!! ) همه چیز صورتی شده است! کفش صورتی، جوراب صورتی، شلوار صورتی، مانتوی صورتی، روسری و شال صورتی، کیف صورتی، حتی گوشی های موبایل صورتی، به طور کلی خانمهای صورتی!، ویترین مغازه ها که پر از لباسهای صورتی است و خیلی چیزهای دیگر ) شاید هم پلنگ صورتی! ) ... دارم کم کم به رنگ صورتی آلرژی پیدا می کنم. کم مانده دیگر درختان هم برای اینکه از قافله عقب نمانند برگهایشان را صورتی کنند!!!! البته این موضوع پارسال هم بود اما از شب عید به این ور خیلی بیشتر شده است. مثل اینکه تولید کننده ها و وارد کننده های پوشاک، پارسال بیش از اندازه لباس و پوشاک صورتی تولید و یا وارد کرده بودند و این لباسهای صورتی که رو دستشون باد کرده بود را امسال هم به زور و به نام رنگ سال به خورد ملت داده اند!؟!

راستی من که آخرش نفهمیدم، رنگ امسال چه رنگی است؟ جایی خواندم که رنگ امسال ( منظور سال 2005 است ) رنگ سبز که رگه هایی از نارنجی (زرد) دارد، است و در جایی دیگر هم خواندم که قهوه ای روشن مایل به شکلاتی رنگ سال است. حالا این تازه رنگهایی است که من خبر دارم! من هم که حساس! تا رنگ سال را ندانم و خودم را به آن رنگ در نیاورم، اصلا خوابم نمی برد!؟!

البته تا سوءتفاهم پیش نیامده است، اعلام کنم که اینجانب به هیچ عنوان با مد و رنگ سال و اینجور چیزها مخالف نیستم و نخواهم بود. و برای اثبات حرفم هم باید بگویم که ساعت اتاق بنده صورتی است. دیدید که من هم به روز هستم و علاقه مند به مد و رنگ سال!

 

پاورقی : مدتی است که خیلی وقت کم می آورم. نمی دانم چرا این جوری شده است. همه چیز به هم گره خورده است. همیشه دارم دنبال یک ساعت وقت خالی و اضافی می دوم و باز هم همیشه زمان کم می آورم. بنده خدایی می گفت که صبحها یک ساعت زودتر از خواب بیدار بشو در عوض به جای 24 ساعت، 25 ساعت داری! اما این کار هم دردی از من دوا نکرد. به دلیل همین کمبود وقت، نمی رسم برای دوستان کامنت بگذارم. اما مطمئن باشید که به طور مرتب وبلاگهایتان را می خوانم. امیدوارم که از دست من دلگیر نشده باشید و شما عزیزان هم به بزرگواری خودتان من را ببخشید.

 

 

ترانسفورماتور

جمعه ٢۸ اسفند ،۱۳۸۳
سال نو مبارک ...

فرا رسیدن سال نو را به همه شما عزیزان تبریک می گویم. امیدوارم سال خوبی در پیش رو داشته باشید. شعر زیر را تقدیم به شما دوستان خوبم که همیشه باعث دلگرمی من بودید، می کنم.

 

به یاد « فرهاد » ...

نام ترانه : کودکانه

شاعر : شهیار قنبری

 

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بوته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

ترانسفورماتور

چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۳
بهشت زهرا، اسکار، تمشک طلایی و ...!

روز جمعه مراسم شب هفت یکی از اقوام بود. من هم برای گفتن تسلیت به بازماندگان آن مرحوم به بهشت زهرا رفتم. اتفاقا آن مرحوم در همان قطعه ای خاک شده بود که « روح الله » هم خاک شده بود. باور اینکه روح الله الآن زیر خروارها خاک خوابیده است، برایم سخت بود. فاتحه ای برایش خواندم و شروع به گشتن کردم. همیشه راه رفتن در میان قبرها و خواندن نام روی سنگهای قبر برایم جالب بوده و یک حس خاصی به من می دهد. یکجور یادآوری، یادآوری این که روزی من را هم به اینجا خواهند آورد و یکی از این قبرها خانه ابدی من خواهد بود. یادآوری این موضوع که فقط برای این دنیا نباید زندگی کرد. آنهایی که بهشت زهرا رفته اند دیده اند که قطعات جدیدی که شروع به خاکسپاری می کنند تماما خاکی است و قبر ها فقط با تابلوهای سیاه کوچکی که مشخصات متوفی بر روی آن نوشته شده است شناخته می شوند. در این قطعات پر از قبرهای خالی است. آن روز چند نفری که در بخش قبرهای خالی بودند نظرم را جلب کردند. دقت کردم دیدم که یکی از آنها که خانم جوانی هم بود تصمیم دارد درون یکی از این قبرهای خالی بخوابد. پس از پرس و جو فهمیدم که خوابیدن درون قبر باعث بخشش گناهان انسان می شود و فشار قبر را در زمان مرگ کاهش می دهد ( راست و دروغش پای کسی که این اطلاعات را به من داد!؟! ). خلاصه، خانم جوان درون قبر خوابید و زمانی که تصمیم داشت بلند شود حالش بد شد و بیهوش بر روی زمین افتاد! اطرافیانش بلافاصله به کمکش رفتند و با ریختن آب بر سر و صورتش او را به هوش آوردند. می گفتند که ترسیده! البته از رنگ و روی صورتش می شد این موضوع را کاملا فهمید. با خودم گفتم اگر قبر خالی این همه ترس دارد، پس زمانی که انسان را برای همیشه درون قبر می گذارند و خاک بر رویش می ریزند دیگر چقدر ترس دارد!؟! آیا واقعا ترس دارد!؟! آیا واقعا مرگ این همه ترس دارد!؟!؟! ...

 

خوب دیگر بهتر است فضا را عوض کنم و کمتر از مرگ و این جور چیزها حرف بزنم و به سراغ هنر هفتم بروم :

 

هفته پیش هفتاد و هفتمین دوره مراسم اسکار هم برگزار شد و برگزیدگان آن طی مراسمی در سالن مجلل کداک در شهر لس آنجلس، معرفی شدند. لیست نهایی برگزیدگان اسکار را می توانید در اینجا بینید.

چندی پیش در وبلاگ « اشکان خواجه نوری » خواندم که امسال شبکه " ABC " که انحصار پخش مراسم اسکار را در اختیار دارد برای پخش هر آگهی 30 ثانیه ای در خلال پخش زنده این مراسم 1.6 میلیون دلار گرفته است!!! فکرش را بکنید یعنی ثانیه ای 53 هزار دلار !؟!

راستی اگر می خواهید بدانید زیباترین و زشت ترین لباس در مراسم اسکار امسال بر تن کدام ستاره هالیوودی بود سری به اینجا بزنید. من که نفهمیدم روی چه حسابی این انتخاب صورت گرفته است، البته این در تخصص خانمها است و آنها باید نظر بدهند!

 

خوب برگزیدگان بیست و پنجمین دوره مراسم تمشک طلایی ( بدترین های سال ) معروف به رازی ( Razzie ) هم درست چند شب قبل از مراسم اسکار معرفی شدند. در میان برگزیدگان نام « جرج بوش » و دو تن از اعضای کابینه اش ( کاندولیزا رایس و دونالد رامسفلد ) به عنوان بدترین بازیگرهای سال به خاطر بازی در فیلم « فارنهایت 9/11 » دیده می شود. از نکات جالب دیگر می توان به تمشک طلایی بدترین بازیگر نقش اول زن که به « هال بری » به خاطر بازی در فیلم « زن گربه ای » رسید، اشاره کرد. درست همین سه سال پیش بود که « هال بری » برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن به خاطر بازی در فیلم « Monsters ball » شده بود. خوب دیگر از قدیم هم گفتند که گهی پشت به زین و گهی زین به پشت!

لیست نهایی برگزیدگان تمشک طلایی را میتوانید در اینجا ببینید.

 

چند روز پیش حکم « آرش سیگارچی » ( روزنامه نگار و وبلاگنویس ) اعلام شد و وی تنها به دلیل ابراز عقایدش و به جرم جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی و اهانت به مسؤولان کشور ( همان جرمهای معروف که دیگر مد شده است! ) به 14 سال زندان محکوم شد. کی بود که می گفت در ایران آزادی بیان وجود ندارد؟ آزادی از این بیشتر می خواهید؟!؟ این سازمان دیده بان حقوق بشر کجاست که این همه آزادی و رعایت حقوق شهروندی را ببیند و دیگر این قدر به مقامات ایرانی گیر ندهد که در ایران نقض آشکار حقوق بشر وجود دارد!؟!؟!... از این بابت که در کشوری آزاد همراه با آزادی کامل زندگی می کنم خیلی خیلی خیلی ... خوشحالم!

اگر دوست داشتید می توانید با امضای این پتیشن مخالفت خود را با حکم زندان آرش سیگارچی اعلام کنيد.

 

ترانسفورماتور

چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳
عذر تقصیر بابت تأخیر !؟!

تقریبا بیست و چهار روزی می شود که اینجا چیزی ننوشته ام و علت هم داشت که نمی نوشتم، چون اینجانب به یک مسافرت کوتاه بیست روزه (!!!!) رفته بودم، به قول شاپرک خانوم به سفر قندهار رفته بودم. اول قرار نبود که سفرم اینقدر طول بکشد اما با خوردن کنگر، لنگر را هم انداختیم. این چند روزی که تهران نبودم دو چیز را از دست دادم، اولی جشنواره فیلم فجر بود و دومی هم نمایشگاه عکس حسن سربخشیان بود که خیلی دوست داشتم آن را ببینم که نشد. راستی به محض اینکه من پایم را از تهران بیرون گذاشتم چنان برفی در تهران آمد که گفته می شود در 35 سال گذشته بی سابقه بوده است و وقتی هم که برگشتم ( روز عاشورا ) هیچ اثری از برف و سرما نبود و هوا آنقدر گرم شده بود که ملت با لباس تابستانی بیرون می آمدند! فکر کنم علت خشکسالی و بی آبی چند سال اخیر من بودم که با رفتنم این مشکل لااقل برای امسال حل شده باشد !؟!

 

از هفته آینده تصمیم گرفته ام که ترانه های ماندگار تاریخ سینمای ایران را ادامه بدهم، بیش از دو ماه از نوشتن قسمت چهارم آن می گذرد و اگر عمری باقی بود در هفته آینده قسمت پنجم آن را می نویسم.

 

پی نوشت : امروز ظهر یکی از دوستانم تلفنی به من خبر مرگ « روح الله » را داد. در یک لحظه انگار دنیا به دور سرم چرخید. بغض راه گلویم را بسته بود. هر چند که از مدتها پیش خودم را برای چنین روزی آماده کرده بودیم، چون روح الله یک سالی می شد که با بیماری سرطان خون دست و پنجه نرم می کرد و این اواخر هم بیماری اش شدیدتر شده بود. اما به هر حال باز هم نتوانستم با این موضوع کنار بیایم که روح الله دیگر در بین ما نیست. پنج، شش سالی می شد که روح الله را می شناختم و از همان روزهای اول خیلی زود با هم صمیمی شدیم. آدمی بود خاکی و فوق العاده مهربان و دوست داشتنی. هر چند که این دو سه سال اخیر کمتر همدیگر را می دیدیم اما همیشه به یاد خاطراتی که با او داشتم بودم و افسوس آن روزها را می خوردم. ما هفت، هشت نفر بودیم که با هم دوست بودیم. جمع دیوانه ها تکمیل بود، من، روح الله، مسعود، حمید، مرتضی، علی، علی افغان ( این لقب جهت جدایی علی ها از یکدیگر به او داده شده بود! ). یادش بخیر. همیشه روح الله سوتی می داد. اصلا نمی شد که یک جمله بگوید و سوتی ندهد! همیشه باعث خنده جمع می شد و هیچ وقت هم از شوخی های ما ناراحت نمی شد، فوق العاده هم با ظرفیت بود. دو سال نمی شد که مدرکش را گرفته بود و به اصطلاح خودش مهندس الکترونیک شده بود. افسوس که رفت و ما را تنها گذاشت.

روح الله، می دانم که دیگر هیچ وقت نمی توانی اینجا را بخوانی اما بدان که همیشه در قلب من جاودان خواهی ماند و نام تو هیچ وقت از یادم پاک نخواهد شد و همیشه و هر جا به یادت خواهم بود.

روحش شاد و روانش پاک ...

 

 

ترانسفورماتور

یکشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸۳
عباس کیارستمی، اسکار، ... و باز هم فیلترینگ !

هفته پیش خبری در محافل سینمایی منتشر شد که توجه همه را به خود جلب کرد و باعث افتخار و سربلندی سینمای ایران بود. خبر این بود:

"عباس کيارستمی"، کارگردان سينمای ايران به عنوان رئيس هيات داوران جايزه دوربين طلائی جشنواره فيلم کن در سال 2005 برگزيده شد.

من که با شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم و از این که یک ایرانی توانسته است به چنین موفقیتی دست پیدا کند احساس غرور کردم.

و اما در مورد جشنواره فیلم کن :

پنجاه و هشتمين دوره جشنواره فيلم کن از روز 11 تا 22 مه 2005 ( 21 اردیبهشت تا 1 خرداد 1384 ) در شهر کن واقع در جنوب فرانسه برگزار خواهد شد. کيارستمی یکبار در سال 1997 برای کارگردانی فيلم "طعم گيلاس" موفق به دریافت نخل طلای جشنواره کن شده است. پيش از کيارستمی، "بهمن قبادی" در سال 2002 عضو هيئت داوران جايزه دوربين طلايی بود. دوربين طلايی از بخشهای جانبی جشنواره کن است که جايزه اش به نخستين فيلم بلند يک کارگردان اعطا می شود. در سالهای گذشته سينمای ايران موفقيتهای چشمگيری در دريافت جايزه دوربين طلايی داشته است. برای نخستين بار "جعفر پناهی" در سال 1995 برای فيلم "بادکنک سفيد" اين جايزه را بدست آورد. فيلمهای "زمانی برای مستی اسبها" (بهمن قبادی) و "جمعه" (حسن يکتاپناه) نيز در سال 2000 به اين جايزه دست يافتند.

 

اسامی نامزدهای هفتاد و هفتمین جوایز اسکار هم اعلام شد. این اسامی را " آدرین برادی" ، بازیگر فیلم "پیانیست" (رومن پولانسکی) و برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در سال 2003, طی مراسمی که روز سه شنبه در لوس آنجلس برگزار شد, قرائت کرد. اسامی نامزدها را می توانید در اینجا ببینید. از نکات قابل توجه در این لیست نامزد شدن فیلم Aviator (هوانورد) در 11 رشته و همچنین نامزد شدن "جیمی فاکس" به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد به خاطر فیلم Ray و هم به عنوان بهترین بازیگر نقش دوم مرد به خاطر فیلم Collateral (وثیقه) است. در این میان هم می توان به نامزد شدن "کلینت ایستوود" به عنوان بهترین کارگردان و بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم Million Dollar Baby (عزیز میلیون دلاری) اشاره کرد. از نکان دیگر این است که اثری از "بهمن قبادی" و فیلمش " لاکپشتها هم می توانند پرواز کنند" در این فهرست دیده نمی شود! در ضمن مراسم اهدای جوایز اسکار امسال در روز 27 فوریه (9 اسفند) برگزار خواهد شد. و یک موضوع جالب این که کارگردانهای زیر تا به حال موفق به دریافت جایزه اسکار نشده اند:

آلفرد هیچکاک، مارتین اسکورسیزی، استنلی کوبریک، ریدلی اسکات، تیم برتون، ایگمار برگمن، روبرتو روسلینی، اسپایک لی.

"آلفرد هیچکاک" برای شش فیلمش از جمله "روانی" و "پنجره عقبی" نامزد اسکار شد. اما هیچ یک را نتوانست در عین شایستگی بدست آورد!

 

اما نامزدهای امسال تمشک طلایی هم در همان روز سه شنبه اعلام شدند. تمشک طلایی جایزه ای است که هر سال تقریبا همزمان با مراسم اسکار به بدترین فیلمهای سینمای آمریکا اهدا می شود. فهرست نامزدها را می توانید در اینجا ببینید. در فهرست نامزدهای امسال، فیلم Catwoman (زن گربه ای) با بازی "هال بری" با هفت مورد نامزدی و فیلم Alexander (اسکندر) به کارگردانی "الیور استون" با شش مورد نامزدی بیشترین احتمال را برای انتخاب شدن به عنوان بدترین فیلم سال را دارند. در میان نامزدهای بدترین بازیگر مرد و زن نامهای آشنایی همانند بن افلک، بن استیلر، آنجلینا جولی، شارون استون، جنیفر لوپز، بریتنی اسپیرز، هال بری و ... دیده می شود. همچنین در میان اسامی نامزدهای بدترین بازیگر مرد و زن نام "جرج بوش"، رییس جمهور آمریکا، "کاندولیزا رایس"، وزیر امور خارجه آمریکا و "دونالد رامسفلد" برای فیلم "فارنهایت 11/9" به کارگردانی فیلمساز جنجالی سینمای آمریکا یعنی "مایکل مور" نیز به چشم می خورد !؟!

 

از امروز هم بیست و سومین جشنواره فیلم فجر آغاز می شود. جشنواره امسال جشنواره پرباری خواهد بود زیرا اکثر بزرگان سینمای ایران مانند ابراهیم حاتمی کیا (به رنگ ارغوان)، مجید مجیدی (بید مجنون)، کمال تبریزی (یک تکه نان)، رسول صدر عاملی (دیشب باباتو دیدم آیدا)، فریدون جیرانی (سالاد فصل)، کیانوش عیاری (بیدارشو آرزو)، رخشان بنی اعتماد (گیلانه)، تهمینه میلانی (زن زیادی)، سیروس الوند (رستگاری در ساعت 8:20)، کیومرث پوراحمد (گل یخ)، محمد بزرگ نیا (جایی برای زندگی) و ... امسال در جشنواره فیلم فجر حضور دارند. اگر علاقه مند به فیلم و سینما هستید، اخبار جشنواره را می توانید از اینجا دنبال کنید.

 

می بینم که مطلب امروز دیگر دارد خیلی سینمایی می شود. برای اینکه نوشته امروز حال و هوای فیلم و سینما کمتر داشته باشد به سراغ بحث تکراری و همیشگی یعنی فیلتر کردن سایتهای اینترنتی می روم :

 

خوب به سلامتی با فیلتر شدن اورکات، فساد و فحشا (!) در جامعه به حول و قوه الهی ریشه کن شد و دست دشمنان کوردل نظام از این آب و خاک کوتاه شد. این موفقیت را مدیون مسئولین قضایی کشور هستیم ( بچه ها متشکریم! ). در ضمن نمایندگان مجلس هفتم که با رای قاطع ملت شهید پرور ایران به مجلس راه پیدا کرده اند هم در صدد تصویب طرحی هستند تا فیلتر کردن اورکات و یاهو مسنجر قانونمند (!!!!) شود. این نمایندگان محترم گفته اند که ما با هر پدیده غیر اخلاقی (!؟!) مبارزه می کنیم. البته این طور که اینها پیش می روند بعید نیست اعلام کنند که اورکات ناقل ویروس HIV ( ایدز ) هم هست (!!؟!!).

من که دیگر نمی دانم چی باید بگویم. یک دفعه بگویند اینترنت تعطیل و خلاص. تازه جالب است که اینترنت پر سرعت و بی سیم هم راه انداخته اند. اینترنت پر سرعت برای استفاده از چی؟ سایتی مانده که هنوز فیلتر نشده باشد؟ خدا دوره جدید ریاست جمهوری را به خیر کند، هنوز زمزمه هایی از آن به گوش می رسد که این طوری است، وای به حال روزی که قدرت را در دست بگیرند. سونامی اصلی در راه است! از ما گفتن بود.

این هم نامه اعتراض به فیلتر کردن اورکات است. اگر دوست داشتید امضایش کنید. هر چند که فایده ای ندارد. اما یک جور دلخوشی که هست !!!

برای استفاده از اورکات می توانید از آدرس زیر استفاده کنید و هر جایی هم که با آن صفحه کذایی فیلتر مواجه شدید، به سراغ نوار آدرس بروید و آدرس را از http:// به https:// تغییر دهید.

https://www.orkut.com

فقط مشکلی که در این باره وجود دارد این است که نمی توانید عکس ها را ببینید، چون عکس ها با آدرس http:// مشخص شده اند. اما همین هم غنیمت است!

و باز هم همان حرف همیشگی، پول و اینترنت را از دست ندهید.

 

ترانسفورماتور

چهارشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸۳
رسم عاشق کشی، حسنی و ...

اگر اشتباه نکنم از سه هفته پیش اکران فیلم « رسم عاشق ‌کشی » به کارگردانی خسرو معصومی آغاز شده است، يکی از بهترين فيلم‌های جشنواره‌ پارسال که زير سايه‌ مهمان مامان و دوئل قرار گرفت و متاسفانه فقط توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن ( گوهر خيرانديش ) را بگيرد. البته این فیلم در 5 رشته دیگر از جمله بهترین فیلم و بهترین فیلنامه نامزد دریافت سیمرغ بود. چند روز پیش فرصتی پیش آمد تا بتوانم این فیلم را ببینم. فیلمی بسیار زیبا با بازی ‌های خيلی خوب بازيگرهای حرفه‌ای و غيرحرفه‌ای در کنار تصوير نامتعارفی از جنگل‌های شمال در برف بود. مرگ تلخ و تاثيرگذار لطیف ( حسین عابدینی ) در آخر فیلم به شیوه مراسم عاشق کشی و پايان سوررئاليستی فيلم، واقعا عالی بود. من که انتظار چنین فیلمی را از خسرو معصومی نداشتم، کارگردانی که قبلا فیلم «پر پرواز» را با بازی شادمهر عقيلی ساخته بود ( !؟! )، فیلمی که موسیقی اش این روزها یکی از ملودی های پر طرفدار برای زنگ گوشی های موبایل است!

 

حسنی امام جمعه ارومیه را که دیگر فکر کنم همه تان می شناسید. کسی که در ایراد سخنرانی ها و گفتن حرفهای جالب (!) شهرت جهانی دارد و معمولا سوژه اصلی طنزهای سید ابراهیم نبوی است. این جناب حسنی در آخرین سخنرانی که داشته در مورد " آزادی " حرفهای جالبی زده است، مثلا گفته است که:

حضرت امام خامنه ای (!؟!) را به خاطر اینکه بنده خدا است، قبول دارم و ایشان هم هیچ وقت نگفته اند که آزادی.

توضیحات بیشتر را می توانید در اینجا بخوانید و خودتان در این مورد قضاوت کنید.

 

فکر کنم این دست اندر کاران فیلترینگ، وبلاگ من را می خوانند، چون جند روز بعد از اینکه مطلبی در مورد فیلتر کردن شمارشگر ( کانتر ) Nedstatbasic.net در پست قبلی نوشتم با کمال تعجب دیدم که فیلتر این سایت برداشته شده است، تازه اگر یادتان باشد در مورد اورکات هم نوشته بودم و دیدید که مسئولین محترم، بی خیال فیلتر کردن اورکات شدند. پس نتیجه می گیریم که هر سایتی را که می خواهید فیلترش برداشته شود را به من بگویید تا من در اینجا بنویسم و به گوش مسئولین محترم نظام برسانم تا سریعا در جهت رفع فیلتراسیون (!) اقدام کنند. عجیبا و غریبا !؟!

 

بد نیست یک نگاهی هم به عکس پایین بندازید ( خدمات یاهو در راستای اهداف مقدس نظام جمهوری اسلامی و جلوگیری از اشاعه فرهنگ بی بندو باری در کشور ) :

 

 

پیشنهاد می کنم این لوگوی اعتراض به فیلتر کردن اینترنت که من در سمت راست وبلاگ گذاشته ام را شما هم به وبلاگها و سایتهایتان اضافه کنید. در ضمن این نامه اعتراض به سانسور اینترنت در ایران را هم امضا کنید.

 

بالاخره اعراب هم در برابر واکنش ایرانبان نسبت به نام معجول " خلیج عربی " از خود عکس العمل نشان دادند و دانشگاهی به نام خلیج عربی تاسیس کردند. این دانشگاه در بحرین است و در صفحه اول سایت آن به غیر از پرچم بحرین پرچم کشورهای عربستان، امارات، قطر، عمان و کویت هم دیده می شود. جالب اینجاست که در جستجوی نام Arabian Gulf در گوگل این دانشگاه بعد از بمب گوگلی در مکان دوم نتایج جستجو قرار دارد. معلوم است که عربها هم فعالیت خودشان را شروع کرده اند!

خوب شصت و دومین مراسم Golden Globe هم یکشنبه شب در کالیفرنیا برگزار شد و برندگان گوی طلایی آن مشخص شدند. معمولا هر ساله این چنین بوده که اکثر منتخبین Golden Globe، برندگان جایزه اسکار همان سال هم بوده اند. پس می توان از حالا اطمینان داشت که " لئوناردو دی کاپریو " به خاطر بازی در فیلم هوانورد ( مارتین اسکورسیزی ) بالاخره امسال اسکار می گیرد. اسامی برندگان Golden Globe را می توانید در اینجا ببینید.

 

راستی یکی از اتفاقات نادر تاریخ بشریت هم اتفاق افتاده است. اتفاقی که هر هزار سال یکبار رخ میدهد! شبکه اول سیما چند شب پیش سریالی می داد به اسم ؟ ( نه می دانم اسمش چی بود و نه اینکه چند شنبه بود ! آهان یادم آمد، فکر کنم دوشنبه شب بود ) به هر حال، در آن سریال " حسن جوهرچی " بدون ریش (!؟!) داشت بازی می کرد. خدا می داند که خورشید از کدام طرف در آمده که این آقا حاضر یه زدن ریش هایش شده است. احتمالا پیشنهاد بالا بوده است! خلاصه سعی کنید که این سریال را از دست ندهید چون حسن جوهرچی بدون ریش و آن هم با موهای بلند واقعا دیدنی است!

 

در آخر هم یک جمله زیبا از وبلاگ دنیای زیبای پریا را برایتان می نویسم:

لزومی ندارد در زندگی کارهای بزرگ انجام دهیم، کارهای کوچک را با عشق انجام دهیم.

 

و طبق معمول همیشه، پول و اینترنت را فراموش نکنید.

 

توضیح : فیلم " رسم عاشق کشی " موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم شانگهای شده است که این جایزه را خسرو معصومی ( کارگردان فیلم ) در مراسم اختتامیه از دستان " مریل استریپ " گرفته است.

 

 

 

ترانسفورماتور

یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۳
مانی رهنما، فيلترينگ و ...

چند روزی می شود که آخرین آلبوم مانی رهنما با نام " تموم شد ترانه ... " وارد بازار شده است. در این آلبوم دوباره شاگرد ( مانی رهنما ) در مقام خواننده و استاد ( بابک بیات ) در مقام آهنگساز در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و اثری زیبا خلق کرده اند. مجموعه ای قوی از هنرمندان موسیقی هم مانند داریوش تقی پور، بابک امینی، بامداد بیات، باربد بیات، بهنام ابطحی، بابک رهنما، ارسلان کامکار، سودابه شمس و ... با این اثر همکاری داشته اند. من که معتقد هستم مانی رهنما در موسیقی پاپ ایران یک سر و گردن از بقیه بالاتر است، چه از لحاظ صدا و چه از لحاظ سبک کاری. اما فقط حیف که خیلی کم کار می کند و این هم یکی از مشخصه های بارز اوست که همیشه با گزیده کار کردن سعی کرده است بهترین کار را ارائه دهد. پیشنهاد می کنم این آلبوم را حتما بخرید و از گوش دادن به آن لذت ببرید. بخشی از آهنگ " تموم شد ترانه " را برایتان می نویسم:

تموم شد ترانه، به پایان رسیدم

اگر گریه کردم، اگر دل بریدم

تموم شد ترانه، قلم را شکستم

به کنجی خزیدم، به ماتم نشستم ...

این وزارت قطع ارتباطات و حذف اطلاعات ( !؟! ) دیگر شورش را در آورده است. هر روز به تعداد سایتها و وبلاگهای فیلتر شده دارد اضافه می شود. از شاهکارهای جدید آقایان فیلتر کردن سایت شمارشگر ( کانتر ) معروف Nedstatbasic.net است. دیگر نمی دانم این شمارشگر بیچاره چه ربطی به حفظ منافع نظام مقدس و ارزشهای اسلامی و خون پاک شهدا داشت که باید فیلتر می شد؟ شاید شمردن هم نوعی اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی است و ما خبر نداریم !؟! تازه زمزمه هایی هم به گوش می رسد که می خواهند اورکات را هم فیلتر کنند، چون باعث رواج فساد در جامعه اسلامی شده است ( !!! ). گویا شرکت پارس آنلاین پیش دستی کرده و قبل از همه این کار را انجام داده است. واقعا از مدیران شرکت پارس آنلاین باید تقدیر کرد که به فکر جلوگیری از رواج فساد و بی بند و باری در کشور هستند !؟!

نمی دانم چه دلیلی برای این کارها دارند. دوستی می گفت می خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند! یعنی مردم ما اینقدر قدرت تشخیص ندارند که دیگران باید برایشان تصمیم بگیرند؟

از يک طرف سايت‌های معروف دنيا هم مدتي است به محض اينکه بفهمند آی پی يک آی پی ايرانی است به هر دليلي حالا مشکلات سرور يا اينکه شما به اين قسمت از سايت دسترسی نداريد يا حتی با اعلام شماره آی پی فرد و مشخص کردن اينکه شما يک ايرانی هستيد و  طبق قوانين نمي‌توانيد به فلان قسمت دسترسی داشته باشيد افراد را منع می کنند. خوب دیگر همه ایرانی ها را مورد لطف قرار می دهند و تحویل می گیرند، این یک چیز طبیعی است !!!!

احتمالا به دلیل حرفهای بالا دفعه بعدی که به اینجا بیایید می بینید که " ترانسفورماتور " هم فیلتر شده است و صفحه ای به جای آن باز می شود که آن جمله کذایی معروف در آن نوشته شده است : مشترک گرامی، دسترسی به اطلاعات این سایت ممنوع می باشد، و اسم من هم به پرونده وبلاگ نویسان اضافه شده است و به قید ضمانت آزاد هستم!

یکی از روزهایی که مشغول وبگردی بودم متوجه یک موضوع خیلی جالب شدم و فکر کنم کمتر کسی آن را باور کند. سایت مایکروسافت بخش فارسی را به وب سایت خود اضافه کرده است. اگر باور ندارید سری به اینجا بزنید تا باور کنید.

یک خبر هالیوودی: براد پیت و جنیفر آنیستون زوج سینمایی که از هر فرصتی برای ابراز عشق و علاقه نسبت به هم استفاده می کردند و ادعای خوشبخت بودن داشتند از یکدیگر جدا شدند. خبر کامل را می توانید اینجا بخوانید. خوب این هم حاصل ازدواج های به سبک هالیوودی است. هنوز ماجراهای عاشقانه تام کروز و نیکول کیدمن، بروس ویلیس و دمی مور، آنجلینا جولی و بیلی باب تورنتون، بن افلک و جنیفر لوپز و ... یادتان نرفته است که سرانجام همگی جدایی بود!

در پایان هم مطلب زیبا و جالبی که چند روز پیش در وبلاگ استامینوفن خواندم را برایتان می نویسم:

آدمها خواستنی نیستند، چیزهایی هست که آدمها را خواستنی می کند، اول باید این چیزها را یاد گرفت، بعد نگاهی به شناسنامه ها انداخت و مطمئن شد که طرف از محارم نسبی و سببی نباشد.

 

پاورقی : پول و اینترنت یادتان نرود.

 

ترانسفورماتور

چهارشنبه ٩ دی ،۱۳۸۳
دوئل ، خليج فارس و ...

ديروز بالاخره موفق شدم فيلم دوئل را ببينم، البته يك ماهي از اكرانش مي گذرد اما هر بار به عناوين مختلف فرصت نمي شد كه بروم و فيلم را ببينم تا اينكه ديروز طلسم شكسته شد. فيلمي خوش ساخت با بازيهايي روان بود، مخصوصا بازي پرويز پرستويي، با اينكه در مجموع شايد پنج دقيقه از كل فيلم مي شد اما مثل هميشه عالي و تاثير گذار بود. الحق كه بهترين بازيگر حال حاضر سينماي ايران است. در ضمن پرستويي امسال فيلم " بازگشت " را به كارگرداني مجيد مجيدي بازي كرده است. براي ديدن فيلم حداقل تا جشنواره فيلم فجر بايد صبر كرد.

چند تا ايراد هم به نظر من فيلم دوئل داشت، اول اينكه ما بازيگران زيادي داريم كه مي توانستند نقش زينال را به مراتب بهتر از پژمان بازغي بازي كنند. البته نقش جواني هاي زينال را خوب بازي كرده بود ولي نقش دوران پس از اسارت زينال را خيلي مصنوعي و مبتدي بازي كرده بود. در ضمن نمي دانم چرا قيافه اسكندر ( سعيد راد ) پس از گذشت بيست سال تغيير نمي كند و فقط موهايش مقداري جو گندمي مي شود.

نمي دانم هدف از بازي كردن هديه تهراني در نقش كمرنگ و مبهم هانيه چي بوده است ! در طول فيلم هديه تهراني فقط در دو سه سكانس كوتاه آن هم بدون ديالوگ ديده مي شود و فقط تنها صدايي كه از او شنيده مي شود چند تا جيغ بنفش است! شايد هدف، استفاده از نام و شهرت وي در تبليغات فيلم بوده كه در تيزرهاي تلويزيوني و بيلبوردها و پوسترهاي فيلم به خوبي اين موضوع ديده مي شود.

اين صداي دالبي هم نعمتي هست. من كه تا ده دقيقه اول فيلم به جاي استفاده از چشمهايم فقط گوشهايم كار مي كرد و در واقع با گوشهايم مي ديدم. واقعاً كه ما از چه نعمتي تا به امروز محروم بوديم !

راستي بمب گوگلي هم بالاخره نتيجه داد و موسسه " نشنال جئوگرافيك " از موضع خود عقب نشيني كرد و نام Arabian Gulf را از نقشه آنلاينش حذف كرد، فقط در عبارتي توضيحي در زير نام خليج فارس با فونت ريز نوشته است كه : از نظر اسناد تاريخي نام اين خليج، «خليج فارس» است، ولي برخي، از آن با عنوان «خليج عربي» ياد مي‌كنند. در ضمن در مورد جزاير سه گانه ايران ( تنب كوچك و بزرگ و ابوموسي ) هم عبارت Occupied by Iran ( اشغال شده توسط ايران ) را از نقشه حذف كرده اند. اين موفقيت را بايد مديون بر و بچه هاي وبلاگي به خصوص لگو ماهي بود كه در يك اقدام هماهنگ با لينك دادن به بمب گوگلي و امضاي اعتراض نامه كار بزرگي كردند. من هم كه از همان روزهاي اول اعتراضم را به اين موضوع در پايين وبلاگ تحت عنوان خليج فارس اعلام كرده بودم خيلي از اين موفقيت خوشحال هستم.

خوب از اين چيزها كه بگذريم اگر مي خواهيد بدانيد كه چه مقدار به اينترنت اعتياد داريد حتماً سري به اينجا بزنيد. يك تست است كه شما با جواب دادن به سوالات آن مي توانيد درصد اعتياد خود به اينترنت را متوجه شويد. من كه 40 درصد به اينترنت معتاد هستم ( اي معتاد 40 درصدي ... ). كلينيك ترك اعتياد اينترنتي سراغ نداريد !؟!

در آخر هم پول و اينترنت را فراموش نكنيد.

توضيح : سايت IMDB، بزرگترين مركز اطلاعات فيلمهاي سينمايي اخيراً فيلم دوئل را در فهرست فيلمهاي خود قرار داده است. همچنين موسيقي اين فيلم كه ساخته مجيد انتظامي است در سايت eBay براي فروش ارائه شده است.

 

ترانسفورماتور

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

explorer blog